تریاک و تنباکو
آتشی بر هستی تریاک و تنباکو بکش
پیش یک آیینه بنشین بر سرت چاقو بکش
خواب خون و استخوانهای سفیدش را ببین
مثل یک سگ کوچهء معشوقهات را بو بکش
مرگ را، دیوانهگی و اضطراب و عشق را
ناگهان در بیخ گوش زندهگانی قو بکش
خواستی برخیز روی بستر خود گریه کن
یا بدت آمد پتوی مرگ را بر رو بکش
راههای خسته را برگرد بنشین فکر کن
یا که پای از زندهگانی یا که دست از او بکش
+ نوشته شده در شنبه پنجم تیر ۱۳۸۹ ساعت 12:44 توسط ابراهیم امینی
|